تبليغاتX
آیسک
خبری .تحلیلی.اجتماعی
۳۰ نکته کلیدی از وصیت نامه یک سردار شهید
آیا در وصیت نامه شهدا تفکر کرده ایم. بسیاری از وصیت نامه های شهدای گران قدر در حقیقت منشور زندگی است.

سردار شهید «محمدعلی مهرداد آیسک» مسئول واحد نیروی انسانی تیپ ۶۱ محرم سپاه پاسداران که در عملیات کربلای ۵ به خیل شهدا پیوست، در وصیت نامه ای عرفانی به نکته های مهم و کلیدی اشاره می کند.

سوره ملک آغاز این وصیت است و شهادت به وحدانیت خدا و رسولش و ولایت مولاعلی و ۱۱ نور پاک ادامه این پیام است. حیات انسان و انگیزه بقای او، انتظار فرج، رستاخیز قیامت و دوباره زنده شدن و دریافت پاداش یا کیفر اعمال خوب و بد، گواهی به نایب برحق مهدی بودن خمینی کبیر و سپاس بی پایان خداوند سرآغاز این وصیت است.

 او ناامید شدن از رحمت واسعه الهی را گناهی بزرگ می داند و پیشه کردن تقوای الهی، نظم در کارها، دوری از گناهان کبیره، غنیمت شمردن وقت و به یاد خدا بودن، انس با خدا از راه عبادت، کسب معنویت و فضیلت، کسب معانی اخلاق و مکارم اخلاق را توصیه می کند.

به پاسداران هم توصیه های ارزنده ای دارد: پاسداری از خود و شرافت اسلامی و انسانی، رهایی از شر جنود ابلیس، مبارزه با نفس اماره، تاسی به سیره امام حسین(ع)، داشتن اخلاق اسلامی، برخورد خوب با مردم، برخورد توأم با خضوع و خشوع با آحاد مردم، پیروی از اسلام فقاهتی و روحانیان مبارز، دوری از تعصبات و حساسیت های بی مورد، حفظ اصالت حقیقی پاسدار اسلامی، متجلی کردن معیارهای اصیل یک پاسدار اسلام در وجود خود.

او تصریح دارد: مبادا غرق مادیات و راحت طلبی ها شوید، آرزوهای دور و دراز نداشته باشید. قناعت کردن، مشورت و انس با قرآن را هم جدی بگیرید. این شهید والامقام ادعیه را دریای مواج معنویات می داند و از همگان می خواهد سرمایه های معنوی مکتب تشیع را بیشتر بخوانند و از توسل غافل نشوند. به گفته او لباس تقوا حصاری است که شرافت انسانی را حفظ می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 17:16  توسط مدیر وبلاگ | 
  کاش هرشش پسرم شهید می شدند
صفحه 10 صفحه ويژه ، شماره سريال 17403 ، تاريخ انتشار 880810

این روزها شهرها و روستاهای خراسان بوی شاهدان قدسی را می دهد. بوی عطر سرداران و هزاران شهید گلگون کفن که امنیت امروز جامعه ما مرهون فداکاری آنان است.

در کوچه پس کوچه های شهرها و روستاهای این خطه، خاندان معظم شاهد مایه خیر و برکت و افتخار هستند. برای گفت وگو با والده مکرمه سردار شهید «علیرضا عربی» و جهادگر شهید «حسن رضا عربی» و آزاده سرافراز دفاع مقدس «غلامرضا عربی» به حضور سرکار خانم «ماندگار براقی» می رسم، مادری تنها از خانواده‌ای رنج کشیده و روستایی با ۶پسر. پسر بزرگش فرمانده قرارگاه تاکتیکی حاج عمران بود و فرمانده محور عملیاتی تیپ ویژه شهدا که او را «ابوفاضل» نام نهاده بودند.

پسر دیگرش «حسن رضا» جهادگر و راننده آمبولانس و فرمانده اورژانس بهداری لشکر ۲۱ امام رضا(ع) بود. غلامرضا هم اهل جبهه بود و دراین راه پس از آن که به اسارت گرفته شد، ۷سال در زندان بعثیان شکنجه های سخت و طاقت فرسا را تحمل کرد و جانباز شد.

وقتی با خانم ماندگار براقی هم کلام می شوم، با روحیه ای بالا می گوید: خدا را شاکرم که مادر شهید هستم و می توانم تا حدودی سرم را جلوی بی بی دو عالم حضرت زهرا(س) بلند کنم. افتخارم این است که مادر شهیدم. به من می گفتند مادر بچه ها. آخرمن شش پسر داشتم. همه را فرستادم جبهه. پسر بزرگم علیرضا بود که در جبهه به او می گفتند «ابوفاضل». پسر دیگرم «غلامرضا» درعملیات خیبر اسیر شد. چون علیرضا نمی خواست عراقی ها بفهمند که آن «عربی» اسیر، با این «عربی» فرمانده نسبتی دارد، برایش لقب گذاشته بودند و صدایش می زدند «ابوفاضل». همه پسرهایم، جان فدای پسرهای فاطمه (س) بودند.

ابوفاضل میاندار هیئت بود و جلوی هیئت چاووشی می کرد. حسن رضا هم که در عملیات خیبر شهید شد، قبل از انقلاب جلوی حرم امام رضا(ع) کتاب نوحه می فروخت؛ بعدش پاسدار شد و رفت جبهه. چند بار هم مجروح شد. راننده آمبولانس بود و آخرش به دیدار حق شتافت.

پسرهای دیگرم هم، همه پاسدار انقلاب بوده و هستند. «ماندگار براقی» شیرزن ۷۶ساله اهل شهر آیسک از توابع خراسان جنوبی که امروز مجاور آقا امام رضا(ع) است، می گوید: در راز و نیازهای خود با بی بی فاطمه زهرا(س) می گویم، چرا همه پسرهایم شهید نشدند. موقع جنگ که بود از این شش پسر، یکی می رفت، یکی می آمد. دو تا می رفت، یکی می آمد. گاهی پنج نفرشان باهم جبهه بودند. حسن که شهید شد، غلامرضا هم اسیر شد، شوهرم دلش به ابوفاضل خوش بود. وقتی ابوفاضل شهید شد، کمرش شکست، «استاد میرزا» بعد از شهادت او حال و حوصله ای نداشت، نه شعری می گفت و نه کفاشی می کرد.

سردار شهید ابوفاضل
او درباره فرزند بزرگش «علیرضا» از سرداران شهید استان و فرمانده محور عملیاتی تیپ ویژه شهدا (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) می گوید: شب تولد شهید با شب های احیا مصادف شده بود، از پدرش پرسیدم، اسم بچه را چه می گذارید؟ ایشان گفتند: اسم پسرم را علی می گذارم. بچه وقتی به دنیا آمد لبخندی بر لب داشت که همه تعجب کرده بودند.

علیرضا متولد شب پنجم خرداد ۱۳۳۳ در «آیسک» بود؛ آن روزها آیسک روستایی بود در ۲۴کیلومتری فردوس. اولین فرزند خانواده بود که زنده مانده بود. در شرایطی که با وجود فقر و نداری، اعتماد و ایمان، پایه های اصلی زندگی شرافتمندانه این خانواده بود، رشد کرد و مردانگی و بزرگی آموخت. قرآن را هم در مکتب خانه مرحوم آخوند کربلایی محمدجوان آموخت و وارد دبستان شد.

این مادر فداکار می گوید:پسرم دوره ابتدایی را در مدرسه شهاب (جلال آل احمد) در آیسک آغاز کرد و برای تامین مخارج زندگی، ترک تحصیل کرد و در نوجوانی کمک حال پدر بود. در ۲۰سالگی هم به خدمت زیر پرچم رفت و در سربازی بارها در دفاع از سربازان با افسران مافوق درگیر شد و به همین علت از پادگان تربت حیدریه به پیرانشهر در استان کردستان تبعید شد. علیرضا وقتی از سربازی برگشت، ازدواج کرد که ثمره آن ۳دختر و یک پسر بود. وقتی نام آیت ا... خمینی (ره) بر زبان ها افتاد، علیرضا به مطالعه رساله امام (ره) و کتاب های سیاسی پرداخت. ماندگار براقی می افزاید: بین سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ مبارزه علنی خود را علیه رژیم با پخش عکس ها و اعلامیه های حضرت امام و شرکت در جلسه ها و تظاهرات آغاز کرد. به همراه دوستان جوانش، هیئت علی اصغر را در آیسک تاسیس کرد که همین هیئت، به کانون مبارزه با طاغوت و افشاگری علیه حزب رستاخیز تبدیل شد.

علیرضا از جمله عوامل اصلی راه اندازی راه پیمایی و مسلح کردن مردم در شهرستان فردوس بود.او در کارگاه جوشکاری خود، شب ها تا دیروقت شمشیر می ساخت و صبح در میان تظاهرکنندگان توزیع می کرد.

به گفته او علیرضا در همین سال ها، شب های ماه رمضان به مناجات و قرائت دعای سحر می پرداخت و اذان می گفت. میان دار هیئت بود و جلوی دسته های عزاداری چاووشی می کرد و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فردوس، جزو اولین کسانی بود که لباس سبز پاسداری پوشید. وی در سال های اول پیروزی انقلاب، نمایندگی دادستانی و کمیته امداد را در منطقه روستایی برعهده داشت.

سردار شهید علیرضا عربی، مدتی به عنوان محافظ نماینده مردم فردوس و طبس در مجلس شورای اسلامی - مرحوم حجت الاسلام حاج اسماعیل فردوسی پور- انجام وظیفه می کرد که با شروع تجاوز نظامی حزب بعث عراق به ایران و آغاز جنگ، در ماه های نخست جنگ خود را به اهواز رساند و در منطقه دب حردان، حمیدیه، هویزه و سوسنگرد با شهید چمران همکاری و درعملیات شکست محاصره آبادان شرکت کرد.

این شهید عزیز با توجه به خلوص، تقوا و شجاعت وصف ناپذیرش، به سرعت به رده های فرماندهی رسید و از آن جا که یکی از برادرانش در عملیات خیبر اسیر شده بود، برای این که دشمن از ارتباط فامیلی بین آن ها مطلع نشود، هم رزمانش در جبهه با توجه به شجاعت و دلاوری اش او را «ابوفاضل» یا «برادر عرب» صدا می زدند. ابوفاضل در بیشتر عملیات ها به عنوان فرمانده شرکت می کرد. از آن جمله فرماندهی خط ابوشهاب، فرماندهی گردان نازعات از تیپ ۲۱ امام رضا(ع) و واحد طرح و عملیات لشکر ویژه شهدا را عهده دار بود.

ابوفاضل یکی از یاران و فرماندهان مورد اعتماد سردار بزرگ سپاه اسلام شهید «محمود کاوه» بود. به طوری که، هنگامی که کاوه در منطقه حاج عمران مجروح شد، بلافاصله به وسیله تلگراف از ابوفاضل که در مرخصی به سر می برد، خواسته شد که در خط مقدم حضور پیدا کند.

علیرضا پس از رسیدن تلگراف، بی درنگ درحالی که هنوز سه روز از مرخصی بیست روزه اش را گذرانده بود،عازم کردستان شد و به محض رسیدن، کار شناسایی را آغاز کرد و همان شب یعنی در ۲۲مرداد ۱۳۶۵ در منطقه حاج عمران، بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر و سینه به شهادت رسید.

مادرش می گوید: وقتی جنازه اش به فردوس منتقل شد همسرش برای به دنیاآوردن آخرین فرزندش، در بیمارستان بستری بود.

ماندگار براقی، مادر ۲شهید و یک آزاده، در بیان خاطراتش از سردار شهید علیرضا عربی می گوید: شب عروسی شهید، اقوام وخویشان اصرار داشتند که مراسم را در سه شب بگیرند، ولی ایشان قبول نکرد و گفت باید مراسم عروسی در یک شب انجام شود و همگی بیایند در همین جا شام بخورند تا هم دردسر ما کمتر باشد و هم صرفه جویی شود. بعد مجلس ساده ای را در یک شب گرفتیم. ایشان و همسرشان با مهریه ای بسیار ساده ازدواج کردند.

خاطره مشارکت این شهید بزرگوار در راه پیمایی های ایام پیروزی انقلاب نیز شنیدنی است مادر این شهید می گوید: چون شهید دکان جوشکاری داشت، تعدادی شمشیر درست کرده بود و به دست مردم داده بود. او می گفت: حال که ماموران رژیم اسلحه دارند ما هم باید اسلحه داشته باشیم تا با آن ها مبارزه کنیم.

قصه اهدای دست
زمان ریاست جمهوری حضرت آیت ا... خامنه ای، شهید عربی از این که آقا از ناحیه دستشان مشکل داشتند خیلی ناراحت بود. به همین دلیل به چند دکتر مراجعه کرده بود که اگر ممکن باشد دست خودش را به آقا هدیه کند. علیرضا حتی نامه ای به دفتر ریاست جمهوری نوشت مبنی بر این که حاضر است دست خود را به آقا هدیه کند (در تیرماه سال ۶۰ رهبر معظم انقلاب که در آن زمان رئیس جمهور بودند، در یکی از مساجد تهران هنگام سخنرانی بر اثر انفجار یک بمب کوچک که به شکل نوار داخل ضبط کار گذاشته شده بود، دچار قطع عصب دست راست شدند)شهید (علیرضا عربی) تازه در تاریخ تیرماه ۱۳۶۰ از جبهه های حق علیه باطل با بدنی پر از ترکش و بازویی تیرخورده برای گذراندن دوران نقاهت به پشت جبهه منتقل شده بود. او پس از ملاقات با دکترهای متخصص پیوند در بیمارستان های مهم تهران و زمینه سازی برای پیوند عصب خود به دست مبارک رئیس جمهور، نامه ای به دفتر ریاست محترم جمهوری ارسال و تقاضا کرد که با این درخواست موافقت شود.

عین نامه به این شرح است:

باسمه تعالی خدمت با شرافت برادر مهربان و از چشم بهترم ریاست جمهوری اسلامی ایران آقای سیدعلی خامنه‌ای. دام ظله العالی.سلام عرض می کنم، امیدوارم حال مبارک شما خوب و خوش باشد. برادرجان در بین مردم شایعه است در حادثه انفجار بمب ساعتی، کارآیی دست شما تقلیل پیدا کرده است و من از شنیدن آن بسیار متاثر شده و از شما برادر عزیز می خواهم اجازه فرمایید حقیر علیرضا عربی عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فردوس که در جبهه فیاضه مسئول گردان بوده و در آبادان نیز با شما بودم، عصب دست خود را که البته کمال میل من است به شما هدیه نمایم. چون شما بهتر از من می توانید به محرومین جامعه خدمت نمایید. خدا این دست را به من بخشیده است و من هم آن را به شما می بخشم و گرچه هر دوی ما برای اسلام خدمت می کنیم، ولی ترجیح می دهم دست شما سالم باشد. امیدوارم بپذیرید.به امید پیروزی حق بر باطل علیرضا عربی (ابوفاضل). ۵/۱۱/۶۰خدا به حق امام زمان اسلام را پیروز کن

جواب دفتر ریاست جمهوری اسلامی ایران به شهید عربی درباره نامه مذکور به شرح زیر است:باسمه تعالی برادر عزیز علیرضا عربی از شما به خاطر نامه پرشور و احساستان خطاب به ریاست محترم جمهوری سپاس گزاریم. به اطلاع می رسانم حال ایشان به حمد ا... خوب است و به خواست خدای توانا به زودی سلامت کامل خود را باز خواهد یافت. برایتان آرزوی سلامت و سعادت دارم.محمد پیروی معاون رئیس دفتر ریاست جمهوری در امور روابط عمومی۶/۱۱/۶۰

خواب قبل از شهادت
سردار شهید علیرضا عربی قبل از شهادت، خواب دیده بود که ۳ کبوتر در یک جایی نشسته اند دو تا از آن کبوترها پرواز کردند و رفتند. ایشان سوال کرد که این کبوتر سوم برای چه پرواز نکرد، گفته بودند این کبوتر شما هستید به زودی پرواز خواهید کرد. البته شهید این خواب را برای یکی از دوستانش تعریف کرده بود و گفته بود که تا شهید نشده ام این خواب را برای خانواده ام تعریف نکنید.

ماندگار خانم می گوید: بعد از عملیات فاو برای مرخصی به خانه آمده بود؛ موقعی بود که خانمش می خواست وضع حمل کند. هنوز تازه از راه رسیده بود که خبر آوردند «محمود کاوه» مجروح شده و حضور ایشان در جبهه ضروری است، شهید بدون هیچ درنگی عازم شد، گفتم: مادر جان شما در چنین وضعیتی نباید بروی. ایشان گفت: من باید بروم. حضور من در جبهه واجب تر است. زمانی که فرزند شهید به دنیا آمد، همسرشان خواب دید که علیرضا به او می گوید که اسم بچه را «زینب» بگذارد و به همین دلیل هم اسم بچه را زینب انتخاب کردند.

موقع شهادت برادرش حسن رضا از طرف سپاه آمدند و علیرضا را صدا زدند، ایشان رفت و بعد از مدتی آمد، آن شب را بدون این که چیزی به من بگویدو هیچ عکس العملی نشان دهد، سپری کرد. صبح گفت: حسن رضا شهید شده است و دست به درگاه خدا بلند کرد و گفت: الهی شکر که من هم برادری در راه خدا دادم.

او که به سفر معنوی حج مشرف و در سرزمین مدینه دچار بیماری شد، می گوید: این سفر حکایت مدینه و توسل به حضرت زهرا(س) را در پی داشت. وی این گونه بیان می کند: موقعی که به مدینه منوره مشرف شده بودم آن جا به سختی مریض شدم. تب زیادی داشتم خانم هایی که با من بودند از من پرسیدند: چرا شما تنها آمدید؛ باید یکی از پسرهایتان را به عنوان همراه با خود می آوردید که این جا مواظبتان باشد. من گفتم: من مادر ۲شهید هستم و همین شهدا همیشه مواظب من هستند. رئیس کاروان به من گفت: فردا شما را دکتر خواهیم برد. شب وقتی خوابیدم خواب دیدم هر دو فرزند شهیدم آمدند. یک دسته گل دست حسن رضا و یک لیف خرما دست علیرضا بود؛ یکی از آن ها یک طرف و دیگری طرف دیگر در کنارم نشستند؛ علیرضا لیف خرما را به دست من داد و گفت: مادر! این خرماها را ببر و پشت قبرستان بقیع بین مردم تقسیم کن، حالت خوب خواهد شد. صبح زود که از خواب بیدار شدم، به خانم های دیگر گفتم که برویم برای زیارت. خانم ها گفتند: شما حالتان خوب نیست باید دکتر بروید. من گفتم: من حالم خوب است باید برویم زیارت و رفتم خرما خریدم و بین مردم پشت قبرستان بقیع تقسیم کردم. بعد از چند ساعت بهبودی کامل پیدا کردم.مادر شهیدان عربی که امروز ساکن شهر مقدس مشهد است، به بیان شیرین ترین خاطره زندگی خود می پردازد و می افزاید: اواخر سال ۱۳۷۵ بود. گفته بودند از صدا و سیما می خواهند بیایند برای فیلم برداری. وقتی ساعتش شد، دیدیم مقام معظم رهبری به طور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به خانه ما آمدند. باورم نمی شد آقای خامنه ای آمده اند، سرزده و بی خبر. آقا نشستند و احوال پرسی کردند. بعد پرسیدند پسر شما کجا شهید شدند. گفتم در کردستان.بعد «قنبر» فرزند دیگرم مدارک شهدا را آورد و یکی یکی نشان آقا داد. آقا مدارک و نامه ها را به دقت نگاه کردند تا چشم شان افتاد به آن نامه. (نامه ای که علیرضا برای ایشان نوشته بود) آقا نامه را خواندند و اشک در چشمان مبارکشان جمع شد، گویا یاد و خاطره آن زمان در ذهنشان زنده شده بود.این مادر از نحوه مطلع شدن از اسارت فرزندش غلامرضا و بازگشت او به میهن و ازدواجش با همسر برادرش سردار شهید علیرضا عربی می گوید. «ماندگار براقی» این سند ماندگار و مادر نمونه با وجود کهولت سن از مامومان نماز جماعت مسجد موسی بن جعفر(ع) در خیابان استاد یوسفی مشهد و از حاضران همیشگی در جلسه های ادعیه و قرآن این مسجد و از اعضای فعال پایگاه بسیج این مسجد است.برای ایشان آرزوی توفیق و آرزو می کنیم فرزندان شهید او در آخرت شفیع ما هم باشند...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 17:10  توسط مدیر وبلاگ | 
 
صفحه S04 ميراث كوير (جنوبي) ، شماره سريال 17388 ، تاريخ انتشار 880721

60 درصد قلعه تاریخی روستای دوحصاران تخریب شده و درصورت بازسازی نشدن، در آینده فقط نامی از آن باقی خواهد ماند.

در فاصله 12 كیلومتری شهر آیسك و 25 كیلومتری شهرستان سرایان روستایی است به نام دوحصاران، این روستا یك هزار و 20 نفر جمعیت در قالب 250 خانوار دارد.

در گذشته دوحصار (دیوار بزرگ) در قسمت های شرقی و غربی و یك قلعه بزرگ در سمت جنوب روستا بوده كه این روستا را از سه طرف محدود می كرده و از هجوم بیگانگان در امان نگه می داشته است، به همین دلیل نام روستا به دوحصار و به مرور زمان به دوحصاران مشهور شده است.

دهیار دوحصاران با این مقدمه می گوید: این روستا از قدیمی ترین روستاهای شهرستان سرایان به شمار می رود و چند اثر تاریخی با ارزش دارد كه تعدادی از آن ها در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

جواد عرب، بناهای تاریخی دوحصاران را شامل قلعه، مسجد جامع، حمام و حوض انبار هر كدام با قدمتی بیش از 900 سال و یك مسجد با قدمت 500 سال عنوان می كند و می افزاید: هم اكنون حوض انبار و مسجد جامع دوحصاران در فهرست آثار ملی كشور به ثبت رسیده و بقیه آثار هم در حال ثبت است.

وی ادامه می دهد: دوحصاران در كنار روستای قدیمی بحرگرد (یعنی دریای گرد و پر آب) قرار دارد كه متاسفانه از این روستا به جز منازل قدیمی چیز دیگری باقی نمانده و از سرسبزی و باغ های انار و انگور آن هم خبری نیست.

وی با اشاره به پیشینه تاریخی دوحصاران اضافه می كند: تعدادی از بناهای قدیمی و تاریخی روستا مورد بی مهری قرار گرفته كه از آن جمله می توان به تخریب 60 درصدی قلعه قدیمی دوحصاران اشاره كرد و درصورت توجه نكردن و بازسازی نشدن در آینده فقط نامی از آن برجای خواهد ماند.

به گفته وی 50 درصد مسجد تاریخی دوحصاران به دلیل بی توجهی مسئولان نیز تخریب شده است.

وی بازسازی حوض انبار و ادامه بهسازی و بازسازی مسجد جامع قدیمی دوحصاران را از خواسته های اهالی از میراث فرهنگی می داند و می گوید: با توجه به قدمت روستا و وضع موجود آن دوحصاران باید در فهرست روستاهای نمونه گردشگری قرار گیرد.

وی می افزاید: متاسفانه مسئولان فقط به مناطقی كه آب و هوای مطلوب، كوهستانی و سرسبز دارد توجه می كنند و آن روستاها را جزو مناطق نمونه گردشگری به حساب می آورند.

وی ادامه می دهد: با توجه به حجم بالای رفت و آمد وسایل نقلیه و مسافران از مسئولان تقاضای احداث مجتمع و نمازخانه بین راهی در ورودی روستا را داریم و این دهیاری هم آمادگی واگذاری زمین به میراث فرهنگی را به صورت رایگان دارد.

وی در پایان به بازسازی قسمتی از بنای قدیمی مسجد جامع دوحصاران در سال 86 اشاره می كند و خواستار توجه هر چه بیشتر مسئولان میراث فرهنگی به این روستا و آثار تاریخی آن می شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 12:13  توسط مدیر وبلاگ | 
صفحه S08 شهرستانها (جنوبي) ، شماره سريال 17383 ، تاريخ انتشار 880715

بافت فرش 5 در 5 برای اولین بار در شهرستان سرایان برش خورد.

رئیس كمیته امداد امام خمینی(ره) شهرستان سرایان به خبرنگار ما گفت: برای اولین بار در این شهرستان بزرگ ترین فرش دستباف توسط مددجویان این نهاد بافته شد و با حضور مسئولان برش خورد.

اكبری افزود: 7 نفر یك تخته فرش 25 متری و 4 نفر هم یك تخته فرش 18 متری در این شهرستان بافتند كه ارزش فرش 25 متری 60 میلیون و 18 متری هم 35 میلیون ریال بوده و طی 7 ماه بافته شده است.

به گفته وی از ابتدای امسال تا 13 مهر ماه مددجویان این كمیته 251 متر مربع فرش عمدتا با طرح نائین بافتند و از این طریق برای 141 نفر اشتغال ایجاد شد.

حجت الاسلام والمسلمین تاجی، امام جمعه سرایان هم كمیته امداد امام خمینی(ره) را از نهادهای یادگار امام(ره) و خودكفایی را اصلی ترین فعالیت این نهاد برشمرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 17:41  توسط مدیر وبلاگ | 
 
صفحه S08 شهرستانها (جنوبي) ، شماره سريال 17383 ، تاريخ انتشار 880715

 مردم شهرهای سرایان و آیسك در جشن عاطفه 150 میلیون ریال به كودكان نیازمند كمك كردند.

رئیس كمیته امداد امام خمینی(ره) شهرستان سرایان به خبرنگار ما گفت: با همكاری بسیج، كمیته امداد امام خمینی(ره) و آموزش و پرورش و استقرار 20 پایگاه ثابت و سیار در شهرستان كمك های مردمی جشن عاطفه ها جمع آوری شد.

وی كمك نقدی مردم آیسك به جشن عاطفه ها را 4 میلیون و 700 هزار ریال و ارزش هدایای غیر نقدی را هم 9 میلیون و 200 هزار ریال اعلام كرد.

به گفته اكبری 70 درصد كمك های جمع آوری شده به آموزش و پرورش شهرستان سرایان تحویل شد تا بین دانش آموزان نیازمند توزیع شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 17:40  توسط مدیر وبلاگ | 
صفحه S08 شهرستانها (جنوبي) ، شماره سريال 17377 ، تاريخ انتشار 880708

 مراسم رژه نیروهای بسیجی و رژه حماسی در آیسك برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما، در این مراسم نیروهای بسیجی پایگاه های شهید بهشتی و آوینی و رژه حماسی پایگاه بسیج شهید بهشتی، دانش آموزان، مدارس، تربیت بدنی و موتوری شهرداری آیسك از مقابل تمثال امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری و حاضران در جایگاه رژه رفتند.

حجت الاسلام «وافی»، مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران سرایان در جمع بسیجیان و مردم آیسك گفت: امروز می توان با ظرفیت های دوران دفاع مقدس جامعه را به سمت و سوی ارزش ها پیش برد.

وی افزود: رزمندگان اسلام از روحیات بسیار بالایی برخوردار هستند و همه شهدای انقلاب جان خودشان را در طبق اخلاص گذاشتند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 19:1  توسط مدیر وبلاگ | 
 
 ایجاد زیرساخت های اقتصادی و فرهنگی در آیسك جدی نیست
صفحه S08 شهرستانها (جنوبي) ، شماره سريال 17377 ، تاريخ انتشار 880708

بخشدار آیسك خواستار توجه جدی به توسعه زیرساخت های اقتصادی و فرهنگی در این بخش شد.حسین خیاط در جلسه شورای اداری شهرستان سرایان كه در كنار گلزار شهدای گمنام شهر آیسك برگزار شد گفت: با تلاش مسئولان شهرداری، آب و فاضلاب، جهاد كشاورزی و اوقاف و امور خیریه برخی مشكلات شهری آیسك برطرف شده اما هنوز هم مردم این بخش از مشكلات زیادی رنج می برند.

وی با اشاره به ناتمام ماندن پروژه احداث گلزار شهدای شهر آیسك گفت: تاكنون 200 میلیون ریال اعتبار برای این پروژه هزینه شده و در صورت تخصیص اعتبار بیشتر تا 3 ماه آینده به بهره برداری می رسد.وی توسعه نیافتن زیرساخت ها، آماده نبودن ناحیه صنعتی و بلاتكلیفی وضعیت كتابخانه عمومی آیسك بعد از گذشت 3 سال را از دیگر مشكلات این بخش عنوان كرد.وی از مشكلات حوزه راه و ترابری به ناتمام ماندن پروژه مهم احداث بلوار حد فاصل آیسك تا سرایان اشاره كرد و خواستار تسریع عملیات آسفالت محور ارتباطی آیسك- فردوس شد.

خیاط مشكل سالن ورزشی روستای بغداده و مجتمع آبرسانی روستاهای پایین دست آیسك تاكید كرد.وی با اشاره به استقرار بسیاری از موقوفات شهرستان سرایان در بخش آیسك، ایجاد نمایندگی اداره اوقاف و امور خیریه در این شهر را ضروری دانست و رفع موانع مربوط به مسكن مهر، بهبود شبكه مخابراتی، شبانه روزی شدن مركز بهداشتی درمانی و خانه های بهداشت، احداث مدرسه راهنمایی شبانه روزی، پانسیون پزشك و رفع مشكل آنتن دهی شبكه های تلویزیونی در آیسك را از مهم ترین خواسته های مردم این شهر برشمرد.

فرماندار سرایان هم با گرامی داشت هفته دفاع مقدس بر حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی و صدور انقلاب به جهان تاكید كرد.رجبی مقدم با بیان این كه جنگ تحمیلی جنگیدن با دشمنان براساس تكلیف بود، گفت: آنچه امروز ما به آن نیاز داریم بسیجی بودن و بسیجی ماندن است.وی با اشاره به سفر سوم رئیس جمهور به استان در آینده نزدیك گفت: نخبگان استان باید مشكلات را جمع بندی و برای معرفی پروژه های جدید برنامه ریزی كنند.وی از آغاز فعالیت دانشكده كشاورزی سرایان با 85 دانشجو خبر داد.

امام جمعه سرایان نیز یادگاران حماسه دفاع مقدس را گنج های تمام نشدنی دانست و گفت: همه اقشار به ویژه جوانان محتاج فرهنگ بسیجی هستند.حجت الاسلام و المسلمین تاجی با تاكید بر تقویت فرهنگ بسیجی در جامعه افزود: حفظ آرمان های پایبندی به خون شهدا وظیفه همه ایرانیان است.

«میرفرخ»، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران سرایان هم درخصوص تسریع عملیات تكمیل مجتمع فرهنگی گلزار شهدای آیسك قول مساعد داد.در این جلسه «سپهری»، رئیس اداره راه و ترابری سرایان از اتمام آسفالت محور روستاهای بالای 20 خانوار این شهرستان خبر داد.

«عظیمی»، رئیس آموزش و پرورش سرایان هم گفت: با وجود پی گیری های زیاد هنوز وعده مسئولان برای احداث خوابگاه شبانه روزی در آیسك محقق نشده است.

رئیس اداره اوقاف و امور خیریه سرایان هم از آمادگی این اداره برای استقرار نمایندگی اوقاف و امور خیریه در شهر آیسك درصورت موافقت مسئولان استان خبر داد.

در ادامه دكتر صباغی، رئیس شبكه بهداشت و درمان سرایان گفت: از اختصاص 200 میلیون ریال اعتبار از سوی دانشگاه علوم پزشكی و 100 میلیون ریال كمك استانداری برای احداث پانسیون پزشك شهر آیسك اختصاص یافته است.وی با بیان این كه پایگاه بهداشتی شهر آیسك با 40 درصد خودیاری مردم احداث خواهد شد، گفت: با توجه به وجود یك بهورز برای هر 2 هزار و 500 نفر در شهرستان، امكان شبانه روزی شدن مركز بهداشتی آیسك وجود ندارد.

ناوكی، معاون اداره منابع طبیعی سرایان هم حفظ و احیای مراتع دوحصاران و آبخیزداری را از مهم ترین پروژه های این اداره برشمرد و از نهال كاری منطقه دوحصاران در سال جاری خبر داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 18:58  توسط مدیر وبلاگ | 
برگزاری شامگاه یاد یاران در آیسك
صفحه S08 شهرستانها (جنوبي) ، شماره سريال 17376 ، تاريخ انتشار 880707

هم زمان با هفته دفاع مقدس شامگاه یاد یاران در حسینیه شهدای شهر آیسك برگزار شد.به گزارش خبرنگار ما، در این مراسم كه فرمانده سپاه پاسداران شهرستان سرایان، بخشدار، بسیجیان و جمعی از خانواده های شهدا حضور داشتند، سیدعلیرضا مهرداد، نویسنده ادبیات كنگره شهدای مشهد خاطراتی از هشت سال دفاع مقدس ایراد كرد و گفت: جوان ترین فرمانده در زمان جنگ شهید كاوه بود كه در سن 19 سالگی به عنوان فرمانده لشگر ویژه شهدا انتخاب شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 17:5  توسط مدیر وبلاگ | 
صفحه S08 شهرستانها (جنوبي) ، شماره سريال 17376 ، تاريخ انتشار 880707

 نمایشگاه یادمان نور توسط مركز فرهنگی- هنری سیدالشهدای آیسك با همكاری ستاد بزرگ داشت هفته دفاع مقدس در حسینیه سیدالشهدا افتتاح شد.

به گزارش خبرنگار ما، این نمایشگاه با عبور از یك كانال ورودی كه تداعی كننده كانال های سرپوشیده دوران دفاع مقدس است، شروع می شود.در غرفه راویان حماسه جاوید هم راویان بحث هایی پیرامون اهداف عراق از حمله به ایران و ... را مطرح می كنند.

غرفه نمای میدان مین و كالك برگرفته از عملیات فتح المبین، چادر فرماندهان آسمان با عكس هایی از 21 شهید شهر آیسك، غرفه خاطره خوانی دیگر بخش های نمایشگاه را تشكیل می دهند.

بعد از چند دقیقه حضور در محضر شهدا وارد نیزاری می شویم كه در آن از پل های متحرك استفاده شده كه یادآور عملیات خیبر، مناطق چزابه و جزایر مجنون است.

سنگر عبادت هم به اندازه ورود یك نفر ظرفیت دارد كه به عكس های شهادت شهیدان عربی و مهرداد مزین شده است.

غرفه های مركز فرهنگی سیدالشهدا، فروش محصولات فرهنگی و ایستگاه صلواتی هم بر پا شده اند.در انتهای نمایشگاه هم عكس های رزمندگان و شهدا در معرض دید قرار دارد.

حجت الاسلام حسین عرب، عضو مركز فرهنگی سیدالشهدا به خبرنگار ما گفت: این نمایشگاه با هدف آشنا كردن نسل جوان و نوجوان با حماسه های 8 سال دفاع مقدس و رشادت های ایثارگران برپا شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 17:1  توسط مدیر وبلاگ | 
 
 در انباری مدرسه ادامه تحصیل دادم
صفحه S04 جامعه (جنوبي) ، شماره سريال 17369 ، تاريخ انتشار 880630

 الهه انصاری دانش آموز آیسكی متولد 20 شهریور 1370 در كنكور سراسری امسال رتبه 80 را به خود اختصاص داده و در رشته پزشكی دانشگاه علوم پزشكی مشهد قبول شده است.

.ا و می گوید: عوامل بسیار زیادی در موفقیتم تاثیر گذاشت اما مهم تر از همه تلاش خودم بود كه این رتبه را به دست آوردم، عامل مهم دیگر توكل بر خدا و نداشتن استرس و اضطراب بود.الهه انصاری می افزاید: نداشتن استرس باعث شد بتوانم در جلسه كنكور با آرامش و اطمینان خاطر به سوالات پاسخ داده و نتیجه بگیرم.او خانواده را عامل دیگر موفقیتش می داند و می گوید: خانواده، مربیان و دوستانم مرا حمایت كردند و تلاش های ارزشمند آنان برایم قابل تقدیر است.به گفته او داشتن اهداف بزرگ عامل مهم موفقیت است هر چند این اهداف نیاز به سعی و تلاش بسیار دارد و هر كس به اندازه كوشش و پشتكارش نتیجه می گیرد.

او با اشاره به وجود رشته تجربی ویژه دختران در آیسك می گوید: با 11 دانش آموز دیگر در مدرسه الزهرا(س) آیسك درس خواندم و به خاطر نبود كلاس در یك انباری از مدرسه راهنمایی بنت الهدی آیسك ادامه تحصیل دادم.معاون اداره آموزش و پرورش سرایان هم به خبرنگار ما گفت: دو دانش آموز دیگر از آیسك به نام های فروغ ارزانین رتبه 558 رشته تجربی و 200 رشته زبان در دانشگاه علوم پزشكی بیرجند و مریم روحی هم با رتبه 845 در رشته داروسازی دانشگاه علوم پزشكی زابل پذیرفته شدند.

عرب افزود: 2 رتبه 2 رقمی و 8 رتبه 3 رقمی هم توسط دانش آموزان این شهرستان به دست آمد كه از شهر سرایان راضیه خالصی مقدم رتبه 37 رشته هنر و 164 ریاضی و جواد حسینیان هم رتبه 139 رشته ریاضی را به خود اختصاص دادند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 18:0  توسط مدیر وبلاگ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وبلاگ خبری شهر آیسک در راستای اطلاع رسانی وانعکاس اخبار شهر آیسک به مسئولیت اینجانب جواد حاتمی راه اندازی شده ووابسته به هیچ حزب وگروه وجناحی نیست ومتعلق به تمام آیسکی ها می باشد.

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
پیوندها
سايت جامع شهر ايسك
سایت سرایان
سایت سه قلعه
ازشیرتاشراب
روزنامه نگار(جواد حاتمی)
شهرداري سرايان
فردوس
بغداده
كريمو
خورزاد
كارگاه چهره كابين دقت(مالكي)
آيسك
مركز فرهنگي سيدالشهداي آيسك
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM